
سلامتی کسی که درونش می سوزه اما ترجیح می ده لب هاش رو بدوزه
همیشه عکس نازت روبرویم، نگاه تو دلیل جست و جویم،چرا باید تمام حرف ها را،بدون تو به تصویرت بگویم؟
هر چه که هستی،از بودنت خرسند باش،چه باکسی چه بی کسی
ز یادم نمیروی یادم نمیکنی یادت بخیر یار فراموشکار من
این روزها انگار آدمها، به دست هم پیر مى شوند نه به پاى هم….!!!!
تا<<خدا>>هست دل تنها نیست،اسیر لطف خدا باش که بی خدا زندگی هرگز زیبا نیست
دستهایم به آرزوهایم نرسید،آنهابسیار دورند ولی درخت سبزصبرم میگوید:امیدی هست،دعایی هست،خدایی هست
کاش میشد که نرفت کاش میشد که بمانیم و بسازیم خانه ای با دل و گل،صحبت از ماندن و بیزاری نیست،پای رفتن لنگ است
اینجا زمین است….ساعت به وقت انسانیت خواب است!عجب موجود سخت جانی است دل!هزار بار تنگ میشود و میشکند و میسوزد و میمیرد و باز هم میتپد
خوشبختی یعنی دیدن حرفا پشت سکوت،خاموش کردن شمع غرور با یک فوت،حس کردن تشنگی در یک لیوان آب یخ ،لمس کردن خاطره ها چه شیرین چه تلخ
به افتخار مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی اخرش میزنه تو سرت
دلم شکسته تراز شیشه های شهر شماست،شکسته باد آن که دلش این چنین میخواست
فدای رفیقی که هر وقت خودش نباشه،یادش ما را تنها نمیزاره
عاشق هم شدی،مثل زلیخا سمج باش، آنقدر رسوا بازی دربیار تا خدا خودش پا درمیانی کند
هی فلانی… من زاده ی تنهاییم ، خدا تو را برای ” او ” نگه دارد
مهربانتر از من دیدی نشانم بده ،کسی که بارها بسوزانیش و باز هم با عشق نگاهت کند